یه چنتا جمله براتون نوشتم که واقعا .... است.

نمیتونم با حروف ،کلمه ای برای رساندن ابعاد این جملات پیدا کنم بهتره حتمی بخونیدشون

:"تقدیم به شما دوستان و هم دانشگاهیان خوب":

تصاویر زیباسازی نایت اسکین


مرد درحال تمیز کردن ماشین بود

 

 که متوجه شد پسر 8 ساله اش بر روی ماشین خط می اندازد

 

مرد با عصبانیت چندین مرتبه ضربات محکمی بر دست کودک زد

 

 بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود

 

در بیمارستان کودک انگشتانش را از دست داد کودک پرسید:

 

پدر انگشتانم کی رشد می کند؟

 

مرد نمی توانست سخنی بگوید به سمت ماشین بازگشت

 

 و شروع کرد به لگد کردن ماشین

 

و چشمش به خراشی که کودک کشیده بود خورد که نوشته بود

 

دوستت دارم پدر

تصاویر زیباسازی نایت اسکین


از همان روزي که دست حضرت قابيل گشت آلوده به خون حضرت هابيل


از همان روزي که فرزندان آدم زهر تلخ دشمني در خونشان جوشيد

آدميت مرد گرچه آدم زنده بود

از همان روزي که يوسف را برادرها به چاه انداختند

از همان روزي که با شلاق و خون ديوار چين را ساختند

آدميت مرده بود

بعد دنيا هي پر از آدم شد و اين آسياب گشت وگشت

قرن ها از مرگ آدم هم گذشت اي دريغ آدميت بر نگشت

قرن ما

روزگار مرگ انسانيت است

سينه دنيا ز خوبي ها تهي است

صحبت از آزادگي ،پاکي، مروت ، ابلهي ست

صحبت از عيسي و موسي و محمد نابجاست

قرن موسي چومبه هاست

روزگار مرگ انسانيت است:

من که از پژمردن يک شاخه گل ،

از نگاه ساکت يک کودک بيمار،

از فغان يک قناري در قفس ،

از غم يک مرد در زنجير ، حتي قاتلي بر دار-

اشک در چشمان و بغضم در گلوست

وندرين ايام ، زهرم در پياله ، اشک و خونم در سبوست

مرگ او را از کجه باور کنم؟



صحبت از پژمردن يک برگ نيست

واي جنگل را بيابان ميکنند

دست خون آلود را در پيش چشم خلق پنهان ميکنند

هيچ حيواني به حيواني نميدارد روا

آنچه اين نامردمان با جان انسان ميکنند



صحبت از پژمردن يک برگ نيست

فرض کن : مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست

فرض کن : يک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست

فرض کن: جنگل بيابان بود از روز نخست

در کويري سوت و کور ،

در ميان مردمي با اين مصيبتها صبور،

صحبت از مرگ محبت ، مرگ عشق،

گفتگو از مرگ انسانيت است!

تصاویر زیباسازی نایت اسکین


من ميتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته خو، يا شيطان صفت باشم.


من ميتوانم تو را دوست داشته باشم،

 يا از تو متنفر باشم، من ميتوانم سکوت کنم، نادان و يا دانا باشم،

چرا که من يک انسانم و اين ها صفات انسانيست.


تو هم به ياد داشته باش، من نبايد چيزي باشم که تو ميخواهي،

من را خودم از خودم ساخته ام، تو را ديگري بايد برايت بسازد.


مني که من از خودم... ساخته ام، آمال من است،

 تويي که تو از من ميسازي، آرزو هايت و يا کمبود هايت هستند.


من متعهد نيستم که چيزي باشم که تو ميخواهي،

 و تو هم ميتواني انتخاب کني که من را ميخواهي يا نه،

ولي نميتواني انتخاب کني که از من چه ميخواهي.


ميتواني دوستم داشته باشي، همينگونه که هستم و من هم،

ميتواني از من متنفر باشي بي هيچ دليلي و من هم، چرا که ما هر دو انسانيم

تصاویر زیباسازی نایت اسکین



اگر گناه وزن داشت

هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد

تو از کوله بار سنگین خویش ناله می کردی…

و من شاید کمر شکسته ترین بودم


اگر غرور نبود

چشم هایمان به جای لب هایمان سخن نمی گفتند
 

و ما کلام محبت را در میان نگاه های گهگاهمان

جستجو نمی کردیم

اگر دیوار نبود نزدیک تر بودیم

با اولین خمیازه به خواب می رفتیم

و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمی کردیم

اگر خواب حقیقت داشت

همیشه خواب بودیم

هیچ رنجی بدون گنج نبود

ولی گنج ها شاید
 
بدون رنج بودند

اگر همه ثروت داشتند

دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند

و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید

تا دیگران از سر جوانمردی

بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند

اما بی گمان صفا و سادگی می مرد

اگر همه ثروت داشتند

اگر مرگ نبود

همه کافر بودند

و زندگی بی ارزش ترین کالا یود
 


 
ترس نبود، زیبایی نبود و خوبی هم شاید

اگر عشق نبود

به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟

کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟

و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم

اگر عشق نبود

اگر کینه نبود

قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند

اگر خداوند

یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد

من بی گمان

دوباره دیدن تـــــو را آرزو می کردم و تو نیز

هرگز ندیدن مرا

آن گاه نمی دانم

به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت
تصاویر زیباسازی نایت اسکین
گردواورنده: موسی .ب.
نظر فراموش نشه!!!

تصاویر زیباسازی نایت اسکین